کارآفرینی هنری

کارآفرینی هنری، به خلق و پیگیری ایده های بدیع توسط کسانی که به فعالیت های هنری مشغولند و کارهای خلاقانه را اعمال می کنند وبه اشتراک می گذارند و توزیع می کنند ، اشاره دارد.

از آنجا که کارآفرینان هنرمند، باید با عدم اطمینان بالایی در شرایط روبرو شوند  در هنر منحصر به فرد خود ، با در دسترس بودن منابع  لازم و سایر ملزومات مورد نیازشان، آنها اغلب به تجربه گذشته ، اعتقادات شخصی و حتی “احساسات درونی” تا تحلیل های علمی اعتماد بیشتری می کنند.

بنابراین کارآفرینی هنری می تواند فرآیندهای رابطه ای و تجسمی را توسط  اقتصادی منطقی نشان دهد که توسط آن کارآفرینان  با محیط زندگی خود ، از جمله مشتریان فعلی یا تصور شده خود تجربه و تعامل می کنند. کارآفرینیِ هنری، همچنین به عنوان یک امکان امیدوار کننده برای کاوش در ایجادحس مشترک کارآفرینان و مشتریان شناخته شود.

آنچه در کارآفرینی هنر مهم است، تبدیل ایده های ذهنی به مصنوعات ملموس توسط کارآفرینان است که پس از آن باید به مشتریان کمک کند تا ارزش (در درجه اول زیبایی شناسی) کار خود را جدا از “سودمندی عملی یا پتانسیل سود” آن درک کنند. اما این بدان معنا نیست که مشتری فقط پس از تکمیل و آماده شدن یک اثر هنری ، وارد بازی می شود.

هنرمند و مشتری ممکن است در خلق هنر همکاری کنند ، مانند برخی از کارهای هنری  که سفارش داده شده است؛یا هنرمند ممکن است به سادگی روشهای ارتباط با مشتریان آینده را تصور کند. هنر – و به طور همزمان ، ارزش زیبایی شناختی – هنگامی که کارآفرینان هنرمند پردازش می کنند و واکنش های مشتریان واقعی یا خیالی را نسبت به کارشان پیش بینی می کنند ، ظهور می کند.

در كارآفرینی هنر ، به طور كلی در كارآفرینی ، مشتریان نقش اساسی در روند خلاقیت دارند. در بحث خود کفاییِ هنرمندان و خود مدیریتی شغلی آنها ، مباحثی تحت عنوان “کارآفرینی هنر”و”کارآفرینی فرهنگی “در ایالات متحده آمریکا واروپا در اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990 به سمت وسویی سوق داده شد که باعث گسترش آموزش درون رشته ای هنرها نیز شد.

این مباحث تحت عنوان کارآفرینی فرهنگی دردو رشته آموزش وتحقیق شکل گرفت تا بتواند به برنامه های کارآفرینی برای انسجام مطالب در دانشگاه های تحقیقاتی در زمینه  مرتبط با مشتری وبازار هنری کمک کند. در استرالیا گلدبرگ- میلر و ویزومیرسکی (2015)،این موضوع که بایستی بین “کارآفرینی فرهنگی “و”هنری”تمایز قائل نشد را مردود دانستند و معتقد بودندکه باید بین این  کارآفرینی ها تمایز قائل شد اما با این همه، در سال 1982 دیماجو از اصطلاح کارآفرینی فرهنگی درتوصیف تاسیس موزه بوستون ،سمفونی استفاده کرد اما تمرکز چندانی بر روی کارآفرینی فرهنگی  صورت نگرفت.

در مجله مدیریت  هنر،قانون وجامعه که توسط روت رانتشلردر سال 2003 با این موضوع پرداخته شد نیز چندان اختلافات بالقوه بین انواع هنرها مورد بررسی قرار نگرفت. لذا به نظر میرسد گسترش مفهوم خلاق که دراقتصاد به مقیاس ویژه، به هنر اهمیت میدهد؛ میتواند زمینه های فعالیت های فرهنگی را برای جامعه داشته باشد.

پیشنهاداتی همچون ارائه برنامه منسجم برای اجرای مسابقات پیچیده، همایش ها ،کارگاه های آموزشی  در مراکز رشد، مسابقات کارآفرینی دانشجویی ،ارائه جوایز نقدی برای برنامه های منتخب در کسب وکارهای هنری میتواند در زمینه  اجرایی در دانشکده های بازرگانی علاقمند به کارآفرینی هنری کمک کننده باشد.

اما آنچه مهم است درک زمینه و شناخت فرصت های موجود کارآفرینی  در هنر است. براساس مدل اسیج (2016) عواملی مانند:شبکه سازی،مسائل مالی،تفکر استراتژیک ،خلق ایده و رهبری،فروش وبازاریابی، تشخیص فرصت ها از مهارت های لازم در بحث کارآفرینی هنر نام برده شده است.

در این میان ،بازاریابی – بیش از هر زمینه علمی – مشتری را برجسته می کند ، مواردی مانند نیازهای مشتری ، رضایت مشتری ، شیوه های مشتری مداری و رفتار مشتری را روشن می کند. در عمل ، بازاریابی و کارآفرینی مسئولیتهای اصلی سازمان  ها  هستند. ولی در مباحث هنری حضور محققان کارآفرینی دربررسی نقش مشتری در روند ایجاد کارآفرینی تا حد زیادی نادیده گرفته شده است.

در طی این فرآیند خلق مشترک ، آثار هنری به عنوان اشیا مرزی عمل می کنند که پلی برای برقراری ارتباط و ادغام دیدگاه های مختلف از هنرمندان و مشتریان هستند  که در آن هنرمند و مشتری با شکل گرفتن محصول یکی می شوند. لذا زمانی که هنرمندی برای مبحث فروش به( اجماع سازی: ایجاد معنای مشترک) با مشتری میپردازد. بازاریابیِ هنر خلق شده میتواند موفقیت آمیزتر باشد. ایجاد معنای مشترک بین هنرمندان و مشتریان یک فرایند مجسّم است که اغلب احساسات عمیقی را به همراه دارد.

با نگاه به بحث اقتصاد غیر نفتی ؛ بعنوان موضوع مستقلی برای پیشرفت بلند مدت در اقتصاد برنامه‌ریزی های بسیاری توسط دولتمردان صورت گرفته است. در چنین فضایی تمامی بخش‌های موجود در کشور حتی هنر مورد بررسی دقیق قرار می‌گیرند. هنر و هنرمندان از مهم‌ترین اجتماع‌سازان و مولد رونق و موفقیت در کشور هستند.

علاوه‌ بر ارزش درونی که هنر برای جامعه دارد گونه‌های مختلف هنر فواید متفاوتی نیز برای جامعه ارائه می‌دهد. هنر میتواند به‌عنوان محرک اقتصادی، مولد شغل و در نتیجه مولد درآمد مالیاتی برای دولت باشد . یک بخش هنری قوی می‌تواند در بخش تجارت فعال شده و به فعالیت‌های تجاری تحرک دهد، باعث جذب توریست شده و بخش مالیات کشور را نیز گسترش دهد. تاثیر مستقیم انواع هنرها در احیای استراتژی‌های مناطق روستایی، شهرها و مناطق محروم نیز ثابت‌شده است.

هنر تخیلات جوانان را بر می‌انگیزد و موفقیت آنها را در مدرسه راحت‌تر می‌کند، باعث بالارفتن کیفیت درسی و رسیدن دانش‌آموزان به موفقیت‌های آکادمیک در رشته‌های مختلف می‌شود.

هنر زمینۀ تفکر منتقدانه، ارتباط و فعال‌شدن توانایی‌های نوآوری که همگی موارد مورد نیاز قرن 21 است خواهد شد. هنر سلامتی جسمی، روحی و احساسی را افزایش می‌دهد و در پروسۀ بهبود بیمار کمک به‌سزایی می‌کند. هنرتراپی یک وسیلۀ کاملا پزشکی و اقتصادی به‌صرفه در روند درمان برای بزرگسالان رو به کهولت سن، کودکان و افرادی مانند سربازان جنگی و جانبازانی است که از ضربه‌های روحی رنج می‌برند.

از طرفی؛هنر یک فضای خوب و با کیفیت مطلوب برای زندگی ایجاد می‌کند. همچنین هنر از دموکراسی، گفتمان مدنی بین اقشار مردم، ایجاد انجمن برای حل مسائل  اجتماعی مهم نیز به‌شدت حمایت می‌کند.. بسیاری از کشورها از هنر برای فعالیت مشترک و احیای اقتصاد خود، آموزش، سواد، گسترش نیروی کاری، توریسم، پایداری اجتماعات، خدمات اجتماعی و برنامه‌های مراقبت از جانبازان استفاده کرده‌اند. هنر متحرکی برای بخش‌هایی با تجارت کوچک نیز هست.

مجموعۀ هنر بخشی از ظرفیت خلاقیت یک کشور و ایالت را تشکیل می‌دهد که از تولیدات و خدمات منحصربفرد و تازه حمایت می‌کند. خلاقیت از جمله مهم‌ترین موارد رقابتی کشورها در بازار جهانی است، جایی که طراحی متفاوت و توانایی در تبلیغ محصولات و ایجاد ارتباطات درست می‌تواند باعث موفقیت و نبود آنها، عدم موفقیت در حوزۀ تجارت را به همراه داشته باشد.

قطعاً کارآفرینان میتوانند در  بخش کسب وکار با تأمین سرمایه مالی ، توانایی های فناوری و منابع ،  نقشی اساسی در مجموعه اصلی کارآفرینی ایفا می کنند و قوانین نهادی نیز برای عملکرد کارآمد بازارها ، تضمین نقدینگی بازار از طریق ارائه اطلاعات ایمن و به موقع برای شرکت کنندگان در انواع مختلفی از سازمانهای تجاری میتواند زمینه ساز ایجاد بستری مناسب جهت  توسعه کسب وکارمورد نظر باشد.

مزیت اقتصادی ایران حتی با وجود نفت، در هنر و میراث فرهنگی نیز میباشد  و چون  ایران جز ده کشور اول دنیاست که با توجه به پایان پذیر بودن ذخایر نفتی وچشم انداز مبهم بازار آن در سالهای در سال های پس از 2020،  به نظر میرسد که برنامه ریزان کشور از هم اکنون  باید در اندیشه سال های بدون نفت باشند.

لذا صنایع دستی، محصولات هنری و گردشگری می توانند در آینده جایگزین های  مناسبی برای اقتصاد وابسته به نفت باشند. چرا که بدون سرمایه گذاری مناسب در صنایع دستی و فعالیت های هنری کشور،  نمیتوان چشم انداز روشنی برای گردشگری نیز متصوّر شد.

بی گمان  در بحث توسعه صنایع هنری و دستی و تقویت جاذبه های گردشگری، بدون وجود نیروی انسانی متخصص و آموزش دیده  حوزه کارآفرینی هنر این مهم  امکان پذیر نیست؛ چرا که بدون سرمایه گذاری مستمر و برنامه ریزی شده در حوزۀ کارآفرینی هنر و فرهنگ به هیچ یک از اهداف استراتژی های بلند مدت توسعه ای نمی توان دست یافت؛ و البتّه سرمایه گذاری مستمر و برنامه ریزی شده نیازمند نیروی انسانی آموزش دیده، با تجربه و توانمند جهت ارتباط با بازارهای جهانی و قلمرو دانش است. بحث اقتصادی هنر همواره در سیر خلق ، ارائه و جریان سازی آن جزو مسائل چالشی بوده است.

در این میان، جریانی معتقد به بازاریابی یا همان اصطلاح تخصصی آن یعنی اکسپو هستند. این روند در دوره‌ های مختلف و به اشکال متفاوت مطرح گشته و در بسیاری از کشورها به ‌طرق گوناگون طی سالیان گذشته صورت پذیرفته، لیکن در ایران حرکتی نو تلقی می شود.

اکسپو هنری

یک رخداد فوق العاده بزرگ و جذاب فرهنگی است که هر کشوری تلاش می کند شکوه تاریخی گذشته، فرهنگ و دستاوردهای علمی، فنی، نو آوری و خلاقیت های خود را در آن ارایه کند.  اکسپو در جهان غرب با طرح مسئله مدرنیست پا به عرصه گذاشت و از دهه 50 میلادی پس از پایان جنگ جهانی دوم شکلی جدی به خود گرفت. اینکه آثار هنری در طی دو جنگ جهانی تخریب و یا سرقت شدند باعث شد توجه به حفظ آنها معطوف و ارزشی که این آثار یافته بودند راه را برای جریان اقتصادی هنر باز کرد.

بر طبق این فرآیند میزان فروش آثار نقاشی براساس مخاطب و بازار از اهمیت ویژه ‌ای برخوردار است. اکسپوی تهران را می توان جزو بهترین‌ های این حوزه در ایران دانست.

این اکسپو با سابقه برگزاری یازده دوره توانسته جایگاه مطلوبی را بدست آورد. در کشورمان نیز موضوع اهمیت دادن به اقتصاد هنر از دهه 40 و با فعالیت گالری ها شکل گرفت و برهمین اساس در سال های اخیر تعدادی اکسپو توسط بخش خصوصی با مشارکت نگارخانه ها که به طور عمده نیز غیر دولتی هستند به منظور ایجاد زمینه و فرصتی برای فروش آثار برگزار شده است.

برگزاری اکسپوی هنری (بازار فروش آثار هنری) در دنیا اتفاق تازه ای نیست، ولی گردهمایی هنرمندان و ارایه آثار هنری آنها می تواند تأثیربسزایی بر روند خلق آثار هنری داشته باشد؛ هرچند این اتفاق در ایران چندان مرسوم نبوده است اما به تدریج جای خود را در میان مردم و علاقه مندان به هنر باز کرده است . اما برگزاری چنین بازارهایی زمانی می تواند در کشور زمانی  با موفقیت همراه باشد که موضوع خرید آثار تجسمی با الزام و اجبار همراه نباشد.

اکسپو قطعاً در عرصه هنرهای تجسمی تاثیرگذار است و می تواند نتایج مثبتی داشته باشد اما نحوه برگزاری و استفاده از این رویداد بسیار اهمیت دارد.  برگزاری اکسپو یکی از قدم هایی است که برای فروش آثار هنری برداشته می شود و برای اینکه چرخه خرید و فروش آثار بهتر فعالیت کند، هرچه از گالری داران حرفه ای دعوت شود کمک بیشتری در این زمینه به برگزار کنندگان اکسپو می کند.

گالری ها هم قطب های فرهنگی جامعه در سطح شهر هستند که آثار هنرمندان را ارائه می کنند و وظیفه مهم اقتصادی و هنری این عرصه را برعهده دارند.ما نیز به دنبال این امر مهم  در مجموعه هنری باتاب ،برای ارتقا بخش هنر در کارآفرینی وخلق سرمایه بیشتر برای هنرمندان، به طور ارزنده به کارآفرینی هنر هم با دیدگاه علمی  و هم هنری پرداخته ایم.

امید است در مجموعه کارآفرینیِ باتاب بتوانیم کمک ارزنده ای به امر بازاریابی آثار هنرمندان این مرز وبوم کنیم.